أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
207
قانون ( فارسى )
فصل ششم رمد و تيرگى چشم رمد يكى از بيماريهاى چشم است . حالتى ديگر هست كه به رمد راستين شبيه است . آن را تكدّر ، تخثر و خثر نيز خوانند . خثر كه گرمكن و رطوبتدهنده است ، از انگيزههاى خارجى است كه آن را برانگيزانند و سرخ گردانند ؛ مانند : تابش آفتاب ، سردرد سوزناك ، تب روزانهء سوزناك ، گرد ، دود ، گاهى سرما كه برهم آورنده ( قبضكننده ) است . ضربت خوردن ، باد توفانى و تند ، مايهء چشمدرد مىشوند ليكن درد به آسانى قابل علاج است ، و اگر چشم را معالجه هم نكنى خودبهخود خوب مىشود . اين نوع بيمارى را در يونانى طارطسيس ( طاركسيس - نسخه ) گويند . اگر سبب از بدن باشد ، يا سبب مزدوج ( در دو مرحله به چشم رسيده باشد ) امكان دارد بغرنج گردد و به ورم آشكار و راستين بدل گردد . چنانكه تب روزانه به تبهاى ديگرى تبديل مىشود . اين مرحلهء انتقال را كه شروع مىشود به يونانى « لقويكما » نامند . نوعى رمد هست كه از گرى چشم ناشى مىشود . خراشى در چشم روى دهد و همان حالت تكدر پديد آيد . بايد گرى را از چشم زدود كه معالجه شود . ليكن عموما رمد ورم در گوشتگاه ( ملتحمه ) چشم است . و اين ورم دو نوع است : 1 - ورم ساده كه در پر كردن رگها و سيلان و درد ، بيش از حد تجاوز نمىكند . 2 - ورم بزرگ خارج از حد معمول ، كه سپيدى به كاسهء چشم مىاندازد و كاسهء چشم را مىپوشاند و مانع چشم فروبستن گردد . اين حالت را به يونانى « كيموسيس » خوانند ، و ما آن را « وردنه » گوييم . كودكان كه چشم ناتوان و مواد زياد دارند اكثرا به وردنه مبتلا مىشوند . وردنه نه تنها از مادهء گرم بلكه از بلغمى و سودايى نيز پديد آيد . چون رمد راستين ورم در كاسهء چشم بلكه در گوشتگاه است و هر ورمى يا از خون ، يا از صفراء ، يا از بلغم ، يا سوداء ، يا باد است ؛ رمد نيز حتما از يكى از اين اسباب نصيبى برده است . شايد خلط ورمآور در خود چشم به وجود آمده . شايد مادهء ورم از مغز از راه حجاب خارج پوشندهء سر ، يا حجاب داخلى ، يا از اطراف مغز به سوى چشم سرازير شده است . هرگاه مواد زياد در مغز گرد آمد و پرى در مغز حاصل شد چشم را به رمد وامىدارند . مگر اينكه چشم بسيار نيرومند باشد . شايد زوايد از شريانها به چشم بيايد . درحالىكه مواد ناباب و ريختنى در داخل يا خارج شرايين جمع باشد . شايد ماده از مغز و سر نيامده بلكه از اعضاى ديگر باشد و بهويژه اگر سوء مزاج بر چشم چيره شده باشد و آن را ناتوان گرداند و آسيبپذير شده باشد و مواد از اعضا به چشم ريزش كرده باشد . در بعضى حالات رمد نوبتى و ادوارى است ، كه تا ماده به چشم آمد يا در چشم به وجود آمد رمد ظاهر مىشود . شدت درد در رمد : يا از خلط سوزناك است - كه لايهها را مىخورد - يا از خلط بسيار